I
Iranian Boy ۶ سال پیش
جوک

یکی تعریف میکرد:
‏دوس دخترم منو بابامو تو خیابون دید، پرام ریخت!
نتونستم مسائلو تفکیک کنم دست بابامو گرفتم فرار کردیم تو یه کوچه خلوت؛
تا واستادیم فهمیدم چه گندی زدم.!
برگشتم بگم پدر من تسلیمم ک دیدم یه نخ سیگار روشن کرد، داد بهمو گفت عیب نداره بالاخره توی تهی مغزم خدا آفریده دیگه.

ل
لاشخور :) ۴ سال پیش
جوک

این مثبت اندیشی هم بد سرطانیه..
به رفیقم میگم :ممد به خاک سیاه نشستم :/
اون بیشعور هم جواب میده : باز خدا رو شکر کن به خاک صورتی نشینستی وگرنه هم بد بخت بودی هم مردم به رنگ خاکت میخندیدن :-|
هیچی دیگه
تو همون خاک صورتی چالش کردم بی شرفو ^_^

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.