مادربزرگ من هرچی سریال و فیلم میبینه چون خیلی خوب متوجه نمیشه به اون نحوی که خودش دوست داره قصه شو در میاره و ازش نتیجه میگیره....
حالا من یه بار نشسته بودم داشتم فیلم سینمایی لاک پشت های نینجا میدیدم.
دیدم یه ربع گذشت مامان بزرگم همینجوری زل زده به تلویزیون هیچی هم نمیگه...!
من:مامان بزرگ چی شده؟
یهو زد زیر گریه....!!!
من:چی شد؟؟؟خوبی؟؟؟
مامان بزرگ:این پسره دختره رو میخاست بهش ندادن نه؟؟؟بدبخت حیف این جوون...
من: O________o
یه نیگاه زدم به تلویزیون دیدم لاک پشت ها دارن میجنگن...
اصن دختره کو؟؟؟!!!
یعنی هلاکشششم....
خدایا این خوشی ها رو از ما نگیر... :)))