ر
رضا صادقی ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
داشتیم با بابام تو حیاط کار میکردیم بابام گشنش شد به مامانم گفت سالاد الویه درست کنه مامانم هم شروع کرد به درست کردن حدود 2 ساعت گذشت بابام رفت تو خونه من تا یک ساعت دیگه ادامه دادم به کار ماشین رو شستم حسابی کمک کردم رفتم تو خونه دیدم بابام داره لقمه آخر سالاد الویه ها رو هم میخوره ! مامانم من رو میبینه میگه ایـــــــــــــ واااااااااااای تو رو یادم رفــــــت !!!
فک و فامیل و مادر دلسوزه ما داریم ؟؟؟</p>

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.