یه سری مهمونی بودیم عموم به زنش گفت خانوم اون تشت رو بیار, گفتم عمو آخه الان؟ گفت الان وقتشه دیگه, میزد رو تشت به پسرش میگفت نانای کن ببینن
فکر کردم میخواد به زنش بگه پاهاشو بشوره.
یه سری مهمونی بودیم عموم به زنش گفت خانوم اون تشت رو بیار, گفتم عمو آخه الان؟ گفت الان وقتشه دیگه, میزد رو تشت به پسرش میگفت نانای کن ببینن
فکر کردم میخواد به زنش بگه پاهاشو بشوره.
برا دختره گل سفارش دادم فرستادم در خونشون
بهم زنگ زده میگه چرا پرداخت درب منزل زدى؟
(بعضيا واقعا لياقت ندارن)????
زندگی تو ایران مثل کار کردن تو رستورانه، صبح تا شب واسه ملت انواع غذا هارو سرو میکنی ولی صاحب رستوران نهار بهت املت میده
داییم تو عروسیش انقدر مست بود شام و که خورد به پدر زنش گفت ایشالله خوشبخت بشن رفت .
همیشه تا میام بگم حمل بر خود ستایی نباشه، اشتباهی میگم *یرمم نمیتونی بخوری
کاش تو زندگی واقعی هم مثل والیبال وقت استراحت فنی وجود داشت هر جا گیر کردی بری بیرون زمین یکی بیاد بهت بگه چه خاکی باید به سرت بریزی الان!
وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.