دیروز بادوستم داشتیم از مدرسه برمی گشتیم از جلوی یه کافه که قبلا یه بار باهم اومده بودیم ردشدیم همین جوری داشتیم آلبوم خاطرات جوانی رو ورق میزدیم که دوستم گفت یه روز دوباره بیایم این کافه منم خواستم بگم اگه قسمت باشه یه وقت دیگه که اشتباهی گفتم اگه وقت باشه یه قسمت دیگه
حالا یکی بیا داین دوست مارو از کف خیابون جمع کنه من که هرچی سعی کردم نشد