بعد چند هفته از زندگی مشترکمون بابام با من تماس گرفت و بعد حال و احوال پرسی میگه:
دختر کمتر شوهرتو اذیت کن و کمتر شیطنت کن تا پشیمون نشه برت نگردونه ●_●
من در جواب بابا جان گفتم:
باباییی چرا منو دیو دو سر کردی و اونو فرشته بالدار :-/
بابای گرام بنده هم یه آهی کشید و گفت د اخه همون فرشته ما رو نجات داد >_<
واقعا
نه واقعا فک و فامیله من دارم!!!!!!
من باید برم دنبال خانواده واقعیم بگردم T_T