ز
زهرام باو:) ۸ سال پیش
جوک

خب مخام براتون خاطرات بُزم رو تعریف کنم :
اغا ما یه دفه رفتیم خونه دایی بابام ک روستا بود و گله داشتن ...یه چن روز اونجا بودیم وقتی خواستیم بیاییم بم گفتن برو تو گله یه بچه بز انتخاب کن و ببر برا خودت ( اینم بگم ک نقشه داشتن منو میخواستن برا پسرشون منم ک منگل خوشحال بودم ک بهم یه بُز میدن)
خلاصه منم رفتم انتخاب کنم یکیو انتخاب کردم اندازه گاو بود بعد زن دایی بابام وقتی بزه رو آورد ک بزاریم تو ماشین یه کوچولویی بود :|
خلاصه بُز رو آوردیم خونه روزای اول حالش خوب بود ولی بعد از چن روز متاسفانه بُزم مثله خودم به یبوست دچار شدخخخ:|
منم در به در دنبال درمون براش ینی از کله زندگیم زدم برای درمونش روغن بهش دادم ،خرما دادم ،حتی صابون:|
خوب نشد حتی شبا میبردمش پیاده روی ولی بازم خوب نشد
گردنش پارچه سبز بستم بازم نه !
خلاصه دیگ خلی لاغر شد منم عاشقش بودم :| نمیزاشتم بکشنش
یه روز مامانم ب همسا یمون گف بیاد بزمو بکشه :|
من اول خبر نداشتم اما بعدش اینقدر گریه کردم ک دماغم ورم کرد بعد به مرده فوش دادم تو حیاط داد میزدم قاتلللل حالا هرکی نمیدونست فک میکرد طرف یکیو کشته .هیچی دیگ از گوشتش هم نخوردم :’(
بعد از اون بز دیگ ادم سابق نشدم
ببخشید طولانیه :-

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.