دودل بودم این خاطره رو بزارم ولی جهنم الضرر شمام بهم بخندین روحتون شاد شه
جمعه هفته پیش از جاجی خورون یکی از دوستای بابام که تو هتل اوین بود(اینو نمیگفتم دق میکردم)برگشتیم منم خیر سرم برای اولین بار کت شلوار پوشیده بودم جلو آینه به بابام گفتم یقه مو ایستاده بزارم قشنگه یا خوابیده برگشته میگه ایستاده بیا ازت عکس بگیرم میگم نه گوشی شماها به اینترنت وصل میشه هک میشین عکسام پخش میشه!میگه نه میخوام بریزم تو فلش کوچولو کوچولو چاپ کنم بزنم جاهایی که مثل پریز برق خطر هست که بچه کوچیک دست نزنه!!!!!!
ملت منو میبینن میگن خانوم فلانی(ننم)چه دختر خانومی داری ایشالا عروسیش اونوقت فک فامیل آدم اینجوری میگن
من دیگه حرفی ندارم!!!
Signature:Dr.MHY.YQB82