ل
لی لی جووون ۹ سال پیش
جوک

امشب نشسته بودم تو راه پله ها داشتم ما رو
نگاه میکردم،
بابام امد گفت چرا اینجانشسته ی
یهو دلم خاست اذیتش کنم اول
چشمامو مثل خرشرک کرد�
بعدش یه بغضی انداختم تو گلوم گفتم دارم ارتباط ماهواره ای برقرار میکن�
بابا م گفت پاشو برو پدرسگ
تو دیگه جزئت داری ماه عسلو ببین
پدرسگ

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.