ن
نوشابه زرد ۹ سال پیش
جوک

بچه که بودم همیشه دلم میخواست همه چی مال من باشه. بدبختی تعداداعضا زیادبودواقتصادمون ضعیف...
حتی پدرومادرم تقسیم میشد برامون.(ببین ماچه سختیایی کشیدیم)
حالافکرکن یه بچه حسود تواین وضعیت..
یبار تازه توپ شیشه ایا (همیناهست باپلاستیک شفاف درست میشن)اومده بودن ومنم بامادرگرام رفتم بازار که ازشون در یه دکه دیدم.ازاونایی مثل قارچ درزمان دکه ایان رشدمیکردن؟؟!!
برام نخریدگفت بابابات که اومدی بگوبخره پول همرام نیس.اقا منم عین چی عر زدم تاخونه کاری کردم شبش رفتن برام خریدن. حالا بعد 15سال (الان22میباشم )هرجانشستن تعریف خوبیام شده همینوبراشون میگن
بازم هست بعدا میگم

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.