*
*Reyh@ne* ۱۰ سال پیش
جوک

زنگ نفریح تموم شده بود تو راه پله ها بودیم داشتیم میومدیم سرکلاس.یکی از بچه ها خواست خیر سرش شوخی کنه صاف اومد مارو زد بعد بدو بدو رفت تو کلاس درو بست.
رسیدیم دم در،حالا مگه درو وا میکرد؟؟؟؟؟
از تو با اون یکی دوستم دستگیره ی درو گرفته بودن می کشیدن نمیذاشتن درو وا کنیم که مثلا من نرم بزنمش.
یهو فک میکنین چی شد؟؟؟؟؟
.
.
.
.
.
معاون مدرسه خیلی شیک و رسمی از پشت سرمون اومد گفت برید کنار
خودش رفت سمت در،در زد اونام به خیال این که مایییم درو وا نمیکردن
معاونمون گفت منم درو وا نمیکنید؟؟؟؟!!
دستگیره رو کشید در وا شد همه رفتیم تو.دیدیم اون دوتا عین بچه های خوب سر جاشون نشستن.
حالا ما داریم میترکیم از خنده جلو خودمونو نگه داشتیم.
خلاصه اونا رفتن پایینو تعهد دادن ما کلی خندیدیم خیلی خوب بود!!!

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.