اقااااا دیروز داشتیم ناهار میخوردیم ک پدر گرام ب مادر گرام گفت:فاطی
شنیدی میگن دیروز یه دختره تو خیابونه فلان زد تو گوش یه شیخ؟
مامانم در حالی ک تته پته میکنه :آ...آره شنید�
پدر:خیلی جرات داشته هاااا...اگه میگرفتنش بیچاره بود..
من:آره بابا..ولی یه درصد فک کن یکی از فامیلای ما زده بود تو
گوشش...واااای آبروریزی میشد تو شهر....
پدر:آره ..دختر ک نباید انقدر گستاخ باشه(ادبیاتش تو حلقتون) ^__^
بنظرتون اگه بهش بگیم اونی ک زد تو گوشش عمه کوچیکه خودم و خواهر
خودش بود آب روغن قطی میکنه عایا؟ 0_0