تو اتاق داشتم با دوستم چت میکردم ،مامان و خاله و مامانبزرگم هر کدوم 10بار صدام کردن که بدو دیگه چاییت سرد میشه...
منم خوشحال رفتم دیدم سه تایی منتظر من نشستن.گفتم وای ممنون فقط کو چاییتون؟
مامانبزرگم میگه صدات کردیم که بیاری دیگه
شیفته محبتشونم ینی...