دیروز تو پارک نشسته بودم رویه نیمکت داشتم گذر عمر تماشا میکردم که دوتا پسربچه حدودا 6 ساله نشستن بغل دستم.
هرکدومشون دوتا تبلت به بزرگی سینی چایخوریای ننم دراوردن بیرون شروع کردن به ور رفتن باهاش °_°
بعد اولیه گفت : گوشیمو روت کردم بعدش رام سیانوژن روش ریختم میشه باهاش اورکلاک کرد...
من °_°
اون یکی گفت : رام لینوکس میرختی واسه هر مدل هک عالیه
من °_°
بعد گفت واسه حذف لایسنس برنامه ها یه اَپ ریختم بیا برات شِرِش کن�
همچنان من°_°
.
.
.
.
اونوقت من تا 11 سالگی فک میکردم حاجی فیروز شبای عید برامون اسباب بازی میاره..... تازه بزرگترین جرمم پاستیل بود °_°