m
mim-eyn ۱۰ سال پیش
جوک

استاد تاریخ قرآن مون تو دانشگاه یه روحانی پیرمرديه که خیلی هم باحاله
میگفت زمان جنگ یه شب زمستونی تو جبهه(درست یادم نیست فکر کنم کرمانشاه یا کردستان) اومده بوده وضو بگیره برا نماز (خب تو اون شرایط هم آب نبوده و گیر آوردن آب هم مصیبتی بوده) از رفیقش جای آب رو می پرسه رفیقش هم ادرس کتری آب رو بهش میگه، این بنده خدا هم میره وضوشو میگیره و نمازشو هم می خونه، بعد نماز صورتش شروع به سوزش می کنه اون هم میره به دوستش ميگه و تازه اون موقع وقتش رفیقش می فهمه قضیه از چه قراره
نگو دوتا کتری کنار هم بوده یکی نفت بوده یکی آب، اینم با نفت وضو گرفته بوده!
هیچی دیگه مجبور میشه تو سرمای زمستون دست و صورتشو بشوره دوباره وضو بگیره نماز بخونه!

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.