سلا�
دیروز سر کلاس معلم هر چی میگفت با سرهم کردن تمام اموخته های دوران مدرسم جون میکندم جوابشو میدادم بلکه از شاگرد اولمون کم نیارم.داشتم کم کم به خودم امیدوار میشدم که معلم پرسید "حالا بچه ها میدونید اب سد ما از کجا تأمین میشه؟"
یهو شاگرد اولمون گفت از "دزفول"
دودستی زدم تو سر خودم میگم اخه لامصب این یکیو دیگه از کدوم گورستونی خوندی!!
هیچی دیگه دیدم برای بقای خودمم که شده باید سکوت اختیار کنم!