داشتم با دوستام راه میرفتم یه چند تا لات هم کنار دیوار زنجیر به دست وایستاده بودن یهو یکی از بچه ها جو گرفتش داد زد نفس کش اون پنج تا هم پاشدن اومدن براش عین خر زدنش من دوستم بزور نجاتش دادیم تازه جالبش اینه که هی به من و دوستم میگفت ولم کنین حسابشونو برسم ما هم نامردی نکردیم ولش کردیم اونقد زدنش دیگه جا برای زدن نبود تا اون باشه و از این غلطا نکنه.
نتیجه اخلاقی:به هم کلاسی های خود اعتماد نکنید