کیلیپس سارا تو تو جزایر لانگرهانس کامران اگه دروغ بگ�
اقا من دوتا عمو دارم که خونشون تو یه کوچه است و بچه هاشون میرن باهم بازی می کنن یه روز دانیال(گودزیلای عمو کوچیکم) میره خونه اون یکی عموم تا با پسرش بازی کنه بعد از قضا دانیال دستشوییش میگیره میره دستشویی می بینه سنگ شکسته میاد به آرتا(گودزیلا عمو بزرگم)
میگه:سنگ دستشویی چرا شکسته؟؟
آرتا:من دستشویی بودم یه دفعه یه اژدها از اون سوراخه اومد بیرون من فرار کردم اونم سنگ رو شکوند.
طبق تحقیقات به عمل آمده دانیال واسه اینکه یه دفعه اژدها نپره بیرون بخورش وارونه تو دستشویی میشینه اونم با کلی ترس و لرز