a
alika ۱۰ سال پیش
جوک

با داداشم و زنداداشم نشستیم داریم تکرار آوای باران رو از آی فیلم نگاه میکنیم(چی کنیم چیزی نداریم ببینیم) زنداداشم میگه ما گم هم نشدیم که عزیز شیم...
داداشم میگه خب پاشو گمشو!!!!
خودش رفت افق با سند برگشت...
داداشم برای پناهندگی رفت افغانستان که کشته نشه....
منم در و دیوار و خونه رو اون قدر گاز زدم با آمبولانس بردنم خونه...

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.