ج
جانانم کجایی؟ ۱۰ سال پیش
جوک

درود بر شرفتون
با مادرم رفته بودیم عراق واسه زیارت ، تو یکی از خیابون های نجف ، وارد یه کوچه ای شدیم که دیدیم جلومون چند تا سگ بزرگ هستند که دارن بد جور ما رو نیگا می کنن ، لامصب ها آرنورد بودن ،
مادرم گفت بیا برگردیم میان تیکه پارمون می کنن ، من هم مثه مهران مدیری که بعضی وقتا که جو می گرفتش ، جو گیرم شدم گفتم مامان نترس پسرت اینجاست بیا بریم ،،، حالا نزدیک سگ ها که شدیم یهو خشکم زد ،،، بعد یهو عینه مرد هزار چهره که صدا می زد مااااااااااااااااااااامااااااااااااااااااان منم یه جیغی زدم ،،، مادرم که به امید حرفای غیورانه من جلو اومده بودم داشت از حال می رفت و منم که ... ،،، نمی دونم سگا رسم جوانمردی به جا آورن یا رسم مهمان نوازی که گذاشتن رد شدیم
اما از وقتی که اون ماجرا رخ داده کلا حق حرف زدن ندارم

د
داش ممد ۳ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.