.
..@رضوان@.. ۱۰ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم وقتی 11 سالم بود.. تابستون خونه مامانبزرگم نزدیک ی ماه موندم .. فقط من بودم و مامانبزرگم( ^___^)
ی شب چندییییین ساعت کامپیوتر بازی کردم
نصف شب شد
من شدییییدا نیاز داشتم که برم wc اما میترسیدم برم تو حیاط
و میخواستم مامانبزرگمو بیدار کن�
یهووووووو
دیدم که موس رو گرفتم رو مامانبزرگم و دارم کلیک میکنم :| D:
و موس رو به سمت در اتاق گرفتم و کلیک میکنم تا باز بشه D:
اصن ی وضیییی :-D
خودمو که تو اون حالت دیدم هار هار به خودم میخندیدم ^___^:-D
مامانبزرگم از خواب پرید و اینطوری به من خیره شده بود O___o
لایک: ننه ان شاالله خدا شفات بده
لایک: هاااار هاااار هاااار لایک داری دیونه :-D :-D

د
داش ممد ۴ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.