A
A R A S H 99 ۱۰ سال پیش
جوک

بخونیدباحاله
بادوستم رفتیم سر کلاس ریاضی1دوستم رفت ته کلاس نشست منم بعدش واردشدم ودیدم که هرکدوم ازدختراوپسرامشغول یه کارین.باماژیکی که تودستم بودچندبارزدم به وایت بوردوهمه برگشتن،با صدای بلندگفتم بشینیدسرجاهاتون.ازیکی ازدانشجوهاخواستم یه برگه آچاردربیاره و اسماشونوروش بنویسن وشروع کردم به صحبت کردن.
من:توی این کلاس نظم برای من ازهمه چیزمهمتره،توکلاسای من هیچ وقت ازگوشیاتون استفاده نمیکنید.
ترم یکیا:@@ @@ @@ @@ @@
دوستم ته کلاس:خخخخخخخ
بازم من:تا وقتی من سر کلاسم کسی ازکلاس خارج نمیشه و بعدازمنم کسی حق اومدن به کلاسو نداره.یدفه دربازشدویکی اومدتو.
من:آقاازجلسه بعدتشریف بیارید.
اون:استاد بخدا جلسه اوله،ازین به بعدزودترمیا�
من:اینجادانشگاست،مهدکودک نیست هر وقت بخاید بیاید،ازجلسه بعد زودتر بیاید.(خودشو کشت ولی راش ندادم)
لیست اسامیو برداشتم که یه نفر تیکه انداخت:ارتش که نیست
برگشتم(بااخم شدید):کی مزه انداخت؟
دانشجو هااز ترس جیکشون درنمیومد.
چندبار سرمو تکون دادم و گفتم دونمره ازامتحانتونوکم میکنم یادبگیریددیگه مزه نندازید.(شروع کردن به التماس کردن و دوست مزه پرانشونو مثل کلم فروختن.منم نامردی نکردم گفتم وسایلتوجمع کن برودرسو حذفش کن)
مزه پران:استادتوروخدامن که چیزی نگفتم.استاددیگه حرف نمیزنم(بعداز کلی التماس دلم واسش سوخت بهش یه پروژه دادم بره انجام بده جلسه بعد بیاره ولی ازون دونمره کم کردم ازکل کلاسم یه نمره)
دانشجوها:@@ @@ @@ @@ @@
بازم دوستم اندرته کلاس:خخخخخخخ
یدفه استاداومدتوکلاسومنودیدویه نگاه به کلاسوهمچنین به دوستم که داشت تیکه های صندلیوازتودهنش باخلال دندون درمیاورداندخت.
استادباخنده:بعد از نه ترم هنوز آدم نشدی.
من:استاد یکم دیر تر اومده بودی میفرستادمشون برن.خخخخخ

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.