*
*استاد سوتی* ۱۱ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بار که بچه بودم تلویزیونمون درست وحسابی
نشون نمیداد.منم خواستم از خودم مهندس بازی دربیارم رفتم
جلو که مثلا فیششو درست کنم آقا یه دفعه چنان فشاری بهش
وارد کردم که افتاد زمین وبععععععععله ازوسط باز شد
من که تو اون لحظه خشکم زده بودودستامم روهوامونده بود
بقیه اعضای خوانواده ام که توشوک بودن ولی وقتی از اون حالت
خارج شدن چنان بلایی سرم آوردن که هنوز که هنوزه جرئت
نمیکنم به تلویزیون نزدیک شم اصلا میبینمش اشک تو چشمام جمع میشه لامصب درد بزرگی رودارم به دوش میکشم .
لایک=دلداری دادن به منه بدبخت
لایک=حقته

د
داش ممد ۴ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.