اعتراف میکنم یه بار که بچه بودم تلویزیونمون درست وحسابی
نشون نمیداد.منم خواستم از خودم مهندس بازی دربیارم رفتم
جلو که مثلا فیششو درست کنم آقا یه دفعه چنان فشاری بهش
وارد کردم که افتاد زمین وبععععععععله ازوسط باز شد
من که تو اون لحظه خشکم زده بودودستامم روهوامونده بود
بقیه اعضای خوانواده ام که توشوک بودن ولی وقتی از اون حالت
خارج شدن چنان بلایی سرم آوردن که هنوز که هنوزه جرئت
نمیکنم به تلویزیون نزدیک شم اصلا میبینمش اشک تو چشمام جمع میشه لامصب درد بزرگی رودارم به دوش میکشم .
لایک=دلداری دادن به منه بدبخت
لایک=حقته