داییم خواسته میزان علاقه زنداییمو بسنجه آخه یه ساله ازدواج کردن سوسولن. آره داییم گفته ناهید عزیزم من ورشکست شدم همه چیمو از دست دادم دیگه هیچی واسم نمونده الان اگه بخوای ازم جدا شی من مانعت نمیشم.
زنداییم با کلی آبغوره : نادر من دوست دارم من همیشه پاتم حتی اگه چیزی نداشته باشی الان حاضرم همه طلاهامو بفروشم واسه خاطرتو.
داییم که کلی تحت تاثیر قرار گرفته اینم خواسته صداقت خرج بده گفته عزیزم منم دوست دارم ولی تو اصلا طلا نداری همه اونایی که واست خریدم نقره م نیس همش تیتانیومه. ولی الان میفهمم تو ارزشت الماسه این مادیات برات مهم نیس راستی ورشکستگیم فیلم بود شوخی کردم.
عشق یعنی این ولی الان نمیدونم چرا زنداییم مهریه شو گذاشته اجرا داره طلاق میگیره!!!!