دیروز بعد از دو رووووووز میبینم اهنگ حمید طالب زاده رو گذاشتن و بابام داره با شروار کردیش قر میده ، از اون ورم گودزیلاهامون دارن جو سازی میکنن و جیغ و داد ... O_o
بعد از نیم ساعت شلنگ تخته انداختن بابام یه جفت جوراب گرفته جلوم میگه : دخترم روزت مبارک بابا ... D:
یه آن احساس کردم جای من و بابام عوض شده ... :|
اخه پدر اینقدر کینه ای ؟!
واقعا توقع نداشتم از منم انتقام بگیره ... ;[
باز جای شکرش باقیه باهام دستی حساب نکرده ، من هنوز صد تومن تولدمو نتونستم وصول کنم ... ^_^