((((((********D@nI@L********))))))
روزی مردی داشت به مسجد میرفت.دختر بچه ای را دید که شمعی در دست دارد.از او پرسید:آیا میدانی این شمع از چی درست میشه؟
ناگهان دختربچه شمع را خاموش کرد و گفت شما میدانید آتش شمع کجا رفت؟
مرد کمی فکر کرد.
دست دختربچه را گرفت و به گوشه ای برد.
و او را مثه خر کتک زد تا دیگه جواب بزرگتر را ندهد
نتیجه:
هیچ وقت دروغ نگیم!!!!
تموم شد
شب بخیر.