چن روز پیش زنداییم اومده بود خونمون برای شام،بعد یه پلاستیک داد به من و گفت تو این دوتا دوغه کیسه ایه.مامانم بهم گفت که این دوغا رو برا شام درست کنم منم بی توجه به نوشته های روش خالیش کردم تو پارچ و توش نعنا ونمک ریختم و بردم سر سفره بعد از حدود ده دقیقه زنداییم که لیوان دوغشو مزه کرده بود گفت:((وایسید ببینم این شیر نیست !)) بهد از مزه کردن فهمیدیم شیره ! حالا اونو ولش کنید،داییم و خواهرم هم فهمیده بودن اما از ترس اینکه مسخرشون نکنیم هیچی نگفته بودن ! حالا...
من که اصلا مزه نکرده بودم *ـــ*
زنداییم که به جای دوغ، شیر آورده بودo-O
خواهرم که هی توی شیر نمک میریخته بلکه ترش بشه ^ـــ^
پسر داییم که دو لیوان شیر خورده بود و هی می گفت عجب دروغ خوش مزه و شیرینی@ ــ@