عمم ی گودزیلاهه ۳ساله داره
چن روز پیشاا دوستای داییش اومده بودن جلوی درشون کارش داشتن بعد اینا بیرون مشغول صحبت بودن این ستایش(همون گودزیلاهه) کفش پاشنه بلند مامانشو میپوشه میره پیش اینا یدفه ی گووووز میده بر میگرده
این دوستای داییش به دایش میگفتن :وآآآآآآآآآي سعید خجالت بکش با این سنت حالمونو بهم زدی
حالا پسرعمم:بابا ب دین ب پیغمبر من نبودم اون بچه بود
دوساش:چرا پای بچه معصومو میاوری وسط ؟؟؟ اون صدا از بچه بعیده حالمونو بهم زدی مگه چی خورده بودی؟؟ خوب میبینی جنبه نداری نخور أه اه اه اه
#دیگه تصور کنید صداش چجوری بوده ک همه فکر کردن داییشه
اخه فک و فامیله گوزووو ک ما داریم؟؟؟؟؟؟