د
جوک

سال سوم دبیرستان یه دختری تو کلاسمون بود زبون داشت ۲ متر.
یه ناظمی هم داشتیم وقتی میومد یه کلاسی احدی حق نداشت جیکش در بیاد.
از قضا یه روز این ناظم اومده بود کلاس ما از همه ی بچه ها آدرس محل کار پدر و مادرشونو می گرفت. این دختره و دوستش هم سخت مشغول حرف زدن بودن.
ناظمه با غیظ گفت: خانما برای چی واسه من و بچه های کلاس مزاحمت ایجاد می کنین؟ حرف نباشه.
این دختره هم با آرامش کامل برگشت به ناظم گفت : تو که با من حرف نمی زنی . با دوستمم که حرف نمی زنی. ما هم که با اونی که تو حرف می زنی حرف نمی زنیم. وقتی هم نوبت ما بود حرف نمی زدیم. پس نتیجه میگیریم تو مزاحم حرف زدن مایی نه ما مزاحم تو..... و دوباره شروع کرد به صحبت با بغل دستیش.
دمش گرم با اینکه انضباطش شد ۹وهفتادو پنج!‏ ولی خوب حال ناظمرو گرفت
:‏)))

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.