ب
بلا گرفته ۱۱ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم بچه بودم یه سریالی نشون می داد خیلی دوستش داشتم حالا بماند من باهوش فکر میکردم تبلیغ بازرگانی یه کانال جدا بود و وقتی میزدی اون کانال از وقت فیلمی که پخش میشد میرفت منم هر موقع تبلیغ بازرگانی پخش میشد میزدم زیر گریه یه بار تو مهمونی وسط این سریاله تبلیغ بازرگانی پخش شد منم وسط جمع شروع کردم به گریه و زاریو زدن بابام که چرا زدی این کانال بیچاره منو به زور از بابام جدا کردن هیچی دیگه از اون به بعد بود که فهمیدم قضیه چیه ولی تو فامیل سوژه شده بودم دیگه همین شد که الان این اعتراف رو خدمتتون تقدیم کردم این بود اعتراف ما.......

د
داش ممد ۳ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.