تو پارک بودم،دیدم ی پسره دستاشو گرفته سمت آسمون
دلم سوخت،فک کردم مشکلی داره ک اینجوری داره التماس خدا میکنه
رفتم جلو،دست گذاشتم رو شونش
گفتم داداش مشکلی هست?کمکی از من بر میاد?
یهو نگام حردو گفت:نه عزیزم مرسی:-)لاک زدم!منتظرم خشک بشه
نمیدونم چرا از اونروز علاقه شدیدی به خوردن بادمجون خام با ماسموسیر کردم!شما میدونید?