سلام عاغا چن روز پیش برام خواستگار اومده بود ^_^ پسره ارتشی بود :/ مادرش اومده نشسته داره با مامانم صوحبت میکنه یکم ک از بچه های دیگش و حاج آقاش (شوهرش) صحبت کرد گف عروس گلم چایی نمیارن بخوریم؟ :|
خلاصه چایی رو بردم برگشته میگه ببین دخترم این عکسشه :| میبینی چ خوشگله :| بذار تو کیف پولت هر روز نگاش کن :| همچین شوهری گیرت نمیاداااااااا اه خاک توسرت دختر بیا زنش شو دیگه O_o :| منم هیچییییی نگفتم بعدش میگه ببین عروس پسرم تکه ماهی یه میلیووووووووووون میگیره :::|||
من :-(
مامانم :/
زن داداشم :| -_-
زنه :)) ^_^
زن دادشمم ک کنارم نشسته بود یهو عصبی شد با صدای بلند گف ببین حاج خانوم خواهر شوهر من سه ماه دیگه ک درسش تموم میشه ماهی 5 میلیون میگیره ماشالا ماشالا هم خانوم دکتره ^_^ هم تو خوشگلی حرف نداره ^_^ اونوخ بیاد زن پسره شما ک ماهی یه میلیون ک الان مثه 10 تومنه تازشم همش تو جنوب و اینور اونور کار میکنه بشه؟ نه جونم حالا هم میتونید تشریفتونو ببرید :)
سلامتی همچین زن داداشی :)) عاشقتم :-*