*
*L*O*V*E* ۱۱ سال پیش
جوک

**********... fatemeh_sa1996@ ...**********
معلم پای تخته نوشت یک با یک برابر است....
یکی از دانش آموز ها بلند شد و گفت:
آقا اجازه یک با یک برابر نیست... معلم که بهش بر خورده بود گفت:
بیا پای تخته ثابت کن یک با یک برابر نیست... اگه ثابت نکنی پیش بچه ها به فلک میبندمت....
دانش آموز با پای لرزون رفت پای تخته و گفت:
آقا من هشت سالمه علی هم هشت سالشه.... شب وقتی پدر علی میاد خونه با علی بازی میکنه اما پدر من شبها هر شب من و کتک میزنه....
چرا علی بعد از اینکه از مدرسه میره خونه میره تو کوچه بازی میکنه اما من بعد از مدرسه باید برم ترازومو بر دارم برم رو پل کار کنم....
محسن مثل من 8سالشه چرا از خونه محسن همیشه بوی برنج میاد اما ما همیشه شب ها گرسنه میخوابیم....
شایان مثل من 8سالشه چرا اون هر 3ماه یک بار کفش میخره و اما من 3سال یه کفش و میپوشم...
حمید مثل من 8سالشه چرا همیشه بعد از مدرسه با مادرش میرن پارک اما من باید برم پاهای مادر مریضم و ماساژ بدم و... معلم اشکهاش و پاک کردو رفت به فلك بستش تا ديگه غلط اضافه نكنه...
والااااا...يك برابره با يك. رياضي كه با كسي شوخي نداره
راستش منم انتظار نداشتم اينطوري تموم شه ^____^
ببقشيد

ل
لاشخور :) ۳ سال پیش
جوک

این مثبت اندیشی هم بد سرطانیه..
به رفیقم میگم :ممد به خاک سیاه نشستم :/
اون بیشعور هم جواب میده : باز خدا رو شکر کن به خاک صورتی نشینستی وگرنه هم بد بخت بودی هم مردم به رنگ خاکت میخندیدن :-|
هیچی دیگه
تو همون خاک صورتی چالش کردم بی شرفو ^_^

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.