یه روز تو یه تیمارستان بودم دیدم یه دیوانه هی داره بالا و پایین میپره و دستشو تکون میده!!!
رفتم بهش میگم داری چیکار میکنی ؟
گفت دارم این سگه رو با چوب میزنم که بره ^ــــــ^
آقو ما هر چی نگاه کردوم نه سگ رو دیدم نه چوب رو
ازش پرسیدم : اینجا که نه سگی هست نه تو چوب دستته
گفت اخه چوب رو تو خونه جا گذاشت�
یعنی اگه این جوابشو تو کنکور مینوشتم حتما نفر اول میشدم ولی حیف که کنکور تست ایه
یعنی داغون شدم ها داغون
گفت و گوی پخش نشده آقوی همساده و اقای مجری