ی
جوک

رفتم خونه دیدم مامانم ترشی انداخته!
مامانم: هستی مامان این ترشی رو واسه تو انداختم! میدونستم ترشی کلم دوست داری!! ^___^
من: ماااامااانییی! !! چیکار کردی؟؟؟؟؟؟؟ ترشی انداختی؟؟؟؟؟ به اسم من؟؟؟؟؟؟ شما مگه نمیدونی تو خونه ای که دختر مجرد هست نباید ترشی انداخت؟؟؟؟؟ یا میترشه یا شوهر بد اخلاق گیرش میاد!!!!
مامانم: وااا؟؟؟ چه حرفا!!! تو که خرافاتی نبودی!!! ://
من: مامان چطور تونستی؟ ؟؟ والا واسه پریسان هی کیک و شیرینی میپختی به من که رسیده ترشی میندازی؟؟؟؟؟ هی کیک و شیرینی پختی که دامادت اینقد محترم و مهربونه!!! حالا ببینم ی کاری میکنی شوهر من بی اعصاب باشه!!!! :(((((((
مامانم: دختره خرافاتی!!! زخمت کشیدم واست!!! نمیخوای؟ ؟؟ یه جهنم!!!ببر بده به دوستت!
من: پریا خودش مجرده مامان این کار درست نیس!!! میبرم واسه عمو مهرداد!!! (شوهر خالم!!!) اونم ترشی دوس داره!!!
مامانم: باشه ببرش! :/// کلی زحمت کشیدم واست لیاقت نداری!!!!
.
من: خوشبختانه خطر رفع شد!!! از فردا تا وقتی من تو این خونم فقط مارمالاد و مربا درست کن مامان!!! -____-
مامانم: :||||||
نمیدونم چرا چند روزه مامانم بام حرف نمیزنه! !؟؟
خوب به من چه؟؟؟ بحث آینده ی منه شوخی که نیس!!!! والا با این ترشی انداختناشون! !!!! ://///

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.