واسه عید داییم اینا اومده بودن خونمون بعد اینا کلا ادمای تپلین
واسه شام موندن بعد از اینکه پسر داییم ی دیس برنج و کل سالدو خورد میخواست بکشه عقب مامانم بهش میگه جواد عمه چرا هیچی نخوردی....
هیچی دیگه همه داشتن میترکیدن
بعد اونوخ ما ک ی چیزی تو خونه بخوریم مامانه بر میگرده میگه پرخوری کاذب نداشته باشا...
بله همچین مامانی داریم ما