دیروز بابام به خاطر مشروط شدن یه سیلی محکم زد تو گوشم
منم یه لگد محکم بهش زد�
.
.
.
.
.
.
تا خواستم بگم الکی مثلاً من خرم با مشت زد تو
چشمم الانم از بیمارستان دارم براتون پست میزارم.
دیروز بابام به خاطر مشروط شدن یه سیلی محکم زد تو گوشم
منم یه لگد محکم بهش زد�
.
.
.
.
.
.
تا خواستم بگم الکی مثلاً من خرم با مشت زد تو
چشمم الانم از بیمارستان دارم براتون پست میزارم.
یاران چه غریبانه
رفتن از این خانه
هم سوخته شم ما
هم سوخته دایناسورها
چرا لامپارو روشن گذاشتین وقتی کسی استفاده ای ازشون نمیکنن
(الکی مثلا من پدرم)
......
قبلا تالار ها اینجوری نبود, گارسوناش از لباساشون معلوم بود که گارسونن
این سری رفتیم عروسی یکی با کت شلوار مشکی اومد سر میز بابام پاشد باهاش روبوسی کرد شاباش هم بهش داد, طرف گفت ممنون قربان و سینی غذا رو برداشت رفت.
یارو تا دیروز فرق اپوزیسون و سمپوزیسیون رو نمیدونست،حالا داره راجع به پروتوکل های الحاقی تِز میده
الکی مثلاً خودم جواد ظریفم:)
دانش اموزان لبنانی رفتن تظاهرات میکنن برای ایندشون خب معلومه که منم به فکر آینده ی این کشورم من الان داشتم نوشابه میخوردم ولی خیلی زود تموم شد حالا دارم فکر میکنم چطوری گنجایش اینارو افزایش بدم
وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.