عروسمون ميگه فقط بايد خونشون نزديك باباش باشه،ميگه طاقت دوري از باباشو نداره
حالا امروز منو بابام رفته بوديم دنبال خونه تو تيمسار شمس (كرج) واس خرج اول عروسي~_~
•
•
•
•
•
•
•
•
•
•
•
•
•
هيچي ديه،قيمتارو دوره همي شنيديمو برگشتيم ^_^بعدم زنگ زد ب داداشم گف تو فقط جرئت داري شب بيا خونه^_^
اينم عروسه كم توقعه ما داريم؟^_^
ولي خدايي زن داداشم بدون نيما ميميره(الكي مثلا)