س
سومی از چپ!!!! ۱۱ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یکی از برنامه های مامان و بابای من واسه زندگیشون اینه که اول برای دختر پسرای فامیل کار پیدا کنن! بعد بگردن واسشون همسر پیدا کنن! بعد تو خرید جهیزیه و خونه کمکشون کنن! بعد دوسال که گذشت دغدغشون میشه اینکه چرا اینا بچه دار نمیشن؟!؟!؟ :///
هرکی هرجا هر مشکلی پیدا کنه میاد پیش مامان بابای من واسه حلش!!!
خیییلییی هم راضی از خودشون! حال میکنن با این اخلاقشون! ://
کلا زوج خیری هستن!! ^___^
.
حالا اینا به کناااار!!!
من نگران اون پسر فلک زده ایم که مامان وبابام قصد دارن منو بندازن بهش!!! :/// از همین تریبون بش میگم فرااااار کن!!! فقط ی جمله براش دارم: خدایش بیامرزاد!! ^___^

د
داش ممد ۳ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.