س
سومی از چپ!!!! ۱۱ سال پیش
جوک

امروز رفتم جایی که پر از دختر کوچولو های ناز و شیطون بود... جایی که دختر کوچولو هاش آرزوشون داشتن خانوادس. ... داشتن دستی که موهای قشنگشونو نوازش کنه...
پر از دختر بچه هایی که آغوش مادر ندیدن.... پر از پسر کوچولو هایی که اسطوره ی زندگيشون، پدرشونو ی بارم ندیدن.....
چقد ما بد شدیم... چقد بی رحمیم... خدا هم این صحنه هارو میبینه گریش میگیره اما ما بی تفاوت رد میشیم. ..
کاری به اون مادر ندارم که رویا ی بچشو میکشه و تنهاش ميذاره. ... اما ما چی؟؟؟؟ چقد به فکر این فرشته کوچولوها هستیم؟؟؟؟
زندگی سخته... میدونم ... اما خدا وکیلی بیاید این بچه ها رو یادمون نره... در حد توانمون کمکشون کنیم...
حتی اگه پول نداریم ی جور دیگه کمک کنیم... تو رو خدا.... به خودمون ی نگاه بندازیم ببینیم چه کاری از دستمون بر میاد... کوتاهی نکنیم.... واسه فرشته کوچولو های کشورمون. ....
واسه دختر کوچولو ای که لبخندش آدمو مست میکنه.... واسه پسرایی که شیطونی هاشون لبخندو بمون هدیه میده.
الان که مینویسم اشکام امون نمیدن. .... چه دسته گلایی رو دیدم، تو حسرت ی آغوش گرم.
بیاید یکم هم به فکر این بچه ها باشیم. لطفاً.

د
داش ممد ۴ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.