م
جوک

ســــر شبــــی داشتم از پل هوایی رد میشدم، عجــله هم داشتم یهـــــو یه پسره پریــد جلوم یه چی شبیه کارت گرفت سمتم..منم فکر کردم تبلـــیغاته ( قران و آیه الکرسیه کوچولو بود ) گرفتم و سریع رد شدم..یــــارو افتاد دنبالـــم..منم عین بز ترسیدم پا تند کردم..صدام کرد : بیـــا خانوم.بیا یدونه از اونا برا مامانتم ببر! (نگو کصافط داشته مخسرم میکرده )
منم بدون اینکه برگردم گفتم :مرسی عاغا همین یدونه بسه!
سرعتمو بیشتر کردم دیدم باز داره دنبالم میاد و هی صدام میکنه
" خانوم؟خانوم؟خانوم واسا یه دیقه! "
یهـــو ریده شد به سلولای عصبیم و کف و تف قاطی کردم.برگشتم با کولم محکم کوبیدم تو شیکمش.
من-بــــــرو مرتیکه بی ناموس.مگه خودت خوار مادر نداری مزاحم دختر مردم میشی کصافط؟آییییییی مردم کمک...آیییییی مردم...این مزاحم من شده.شما خودتون خوار مادر داریـــن بیاین بزنین عنش کنین مردمــــــا کمـــــــــک!
مردم جمع شدن دورمونو مردا شروع کردن با یارو بحث کردن..منم پا گذاشتم به فرار.
همین داشتم پامو میذاشتم رو پله یکی زد رو شونم.برگشتم دیدم همون یاروعه.
مرده-خانوم نمیخوای پولشو بدی؟
من-عـــــه؟مگه پولیه.خب پس نمیخوام بیا بگیرش ^ـــــ^
تـــــــو عمرم اینجوری ضایه نشده بودم.یارو دلش واسم سوخت فکر کرد شیش و بش میزنم قرانه رو بخشید بهم.
.
.
یکی نیس بگه عاخه اسکل.تو که قیافت شبیه 2 سال مرگه! ) الکی ( کی میاد مزاحم تو بشه بزغالــــــــــــه؟
چیزی نیس تاثیرات نزدیکی ولنتاینه D: خـــــــوب میشم! ^ـــ^

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.