ما تو خابگاه یه دختری داریم اسمش عسله و از نهران اومده خیلی ادعای کلاسش میشه خیلی هم اداواطوار داره...
خلاصه یه روز دیدم یکی از هم اتاقیاش تو راهرو داره صداش میکنه میگه:عسسسل! عسسسسل!!! ای بابا عسسسل بدو کلاس دیر شد!!!
بعد دید این عسل جواب نمیده یهو قاطی کرد گفت:پپپپپپوووورررررااااان!!!o_0 پپپپپوووورررراااان کدوووووم گوووووووری هستی بیا دیگه!!! آقا تا اینو گفت ما از خنده در و دیزار خابگاه رو جویدیم حالا او پورانسل(پوران و عسل) رفت با دختره دعوا گرفت که چرا اسم واقعی منو تو خابگاه جار زدی بیشعور!!!! دیگه هم اتاقیشو ندبدم فکر کنم کشتتش!!!!:)