یه روز جمعه بود منم صبح زود رفتم نونوایی
بعد صف خانوما شلوغ بود ولی صف آقایون
بر حسب اتفاق یه خانومی که از آشنا هامون بود گفت پسرم یه چنتا نون هم واسه من بگیر
منم که اصلا حوصله نداشتم گفتم ببخشید خانوم ولی من مدرسه دارم دیرم میشه
خانومه هم نامردی نکرد و سریع جواب داد امروز که جمعه س و مدرسه ها تعطیله
خلاصه کلی ضایع شدم