م
محمد خواننده ۱۱ سال پیش
جوک

زمان ما که خبری از سرویس مدرسه نبود یادمه موقع رفتن به مدرسه با دوستم که الان برای خودش دندانپزشکی حاذقی شده قرار گذاشتم هرکی بیشتر با چشمان بسته راه بره برنده است و اون یکی کیک و نوشابه براش میخره
شرطش این بود که اگه مانعی سر راه بود اون که مراقب مسیر بود خبر بده
چشمتون بد نبینه اول من شروع کردم رفتم و رفتم تا اینکه صورتم خورد به میلگردهای بیرون زده یه تیر چراغ برق نیمه کاره با کلی درد و خون و گریه
به دوستم گفتم چرا نگفتی جلوی من تیر چراغ برقه
گفت فکر میکردم زیرچشمی داری نگاه میکنی ولی من از همون کودکی راست گفتار بودم!
هنوزم جاش است
بعدها بیشتر از بیست سی سال بعد این دوست دوران کودکی رو پیدا کردم و اون هم پذیرفت مجانی دندان های من رو درمان کنه و من هم بیخال اون خاطره بشم (خاطره ی یکی از اقوام)

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.