وقتی راهنمایی بودم بادختر همسایمون چندماه تکواندو رفتی�
بعد ایشون یه پسری توخیابون بهش تیکه انداخت
جوری زدش که دماغ و دهنش باخاک یکسان شد خون فواره زد !
اونوقت چند روز بعدش بنده اومدم جواب متلک یکی رو بد�
.
.
پسره تا وقتی رد میشد داشت به سوتی هام میخندید :l
(چیه خوووو اولین بارم بود مث گودزیلاها ی الان نبودم ک آدمو قورت میدن مظلوم بودم مظلووووووووم)