اعتراف میکنم واسه اولین باری که کلمه ی ارباب رجوع رو شنیدم فکر میکردم منظور از ارباب رجوع رئیس اداره یا بازرسیه که برای تهیه گزارش از عملکرد کارمندان به اداره سر میزنه ولی وقی فهمیدم منظور از ارباب رجوع امثال منن که برای یه امضای ناقابل باید کلی سرمونو خم کنیم و منتظر بشیم که دون پایه ترین کارمند اداره بعد اینکه تلفنشون تموم شد و چاییشونو کوفت کردن و اگه احیانا دیشب خانومشون باهاشون خوب بوده و و حوصلش اومد امضا بزنه با خودم گفتم به ماها بیشتر نوکر رجوع میاد تا ارباب رجوع.