ف
جوک

دیــروز صبح خواب خواب بودم..کلــه سحر..اوج خوااااااااب..
یهو تلفن: رینگ رینگ رینگ رینگ رینگ
من خواب آلود با قیافه اینجوری . ـــ .
:الو؟!
مامان بزرگم پشت خط : الو زهرا مادر؟
من :جــانم ننه؟
نــنه : خواب بودی؟
من : نه بابا خواب چیه؟ داشتیم با امیرحسین فوتبال دستی میزدیم..
نـنه : مسخره میکنی پدر سوخته..؟
من : نه عزیز دلم مخسره چیه..جون؟ کاری داری؟!
نـنه : الان زنگ زدم خونه خالتینا..دخدر خالت جواب داد..بگــو خـب؟
مـن : خــب؟
نـنه : برگشته میگه " سلام..لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود رو بگذارید ‍! "
من : خب ؟!
نـنه : منم گفتم باشه و قطع کردم..الانم هرچی زنگ میزنم همونو تکرار میکنه دختره بوقققققققق بووووووق بوووق..فکر کنم سرکارم گذاشته..!
من : :-|
دختر خالم : ^ــ^
لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید : *ــ*
اول صبح :o_O
خواب شیرین : :-(

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.