اعتراف ميكنم از بدشناسي هاي تو فيلما به منم سرايت كرده....
اول صبح به هزار زر و زور از مدير اداره ام مرخصي گرفتم تا برم امتحان فرمون بدم...
براي دومين بار بود كه ميخواستم امتحان بدم .... ميدونستم تو اين شهر هنرجو هارو قبل 3 بار امتحان قبول نميكننم همين جور داشتم حرص 20 تومني كه باز يه حسابشون ميريختم فكر ميكردم و حرص و غصه ميخوردم (مديونيد اگه فكر كنيد من خسيسم)كه يهو شاتالووووووووووووووووووووپ يه چيزي از جلوي ديدگان زيباي من گذشت و خورد به كفشم....
چشم و چالتون روز بد نبينه -بين اون همه دختر و پسر منتظر به هزار خجالت و كنجكاوي سرمو انداختم پايين كه ديدم با اجازه بزرگترا بهههههههههههههههله
كبوتر نامه بر درست رو سر مبارك من عجابت مزاج فرمودند.........
هيچي ديگه وقتي بدترين روز عمرم اينجوري شروع نشده بود گفتم مطمئنا امروز من سرهنگه رو راهي icuخواهم كرد ////////
خلاصه سرهنگه اومد و واااااااااي عين غول برره با اخلاق اون مرده تو فيلم اره 5 و هيچي ...نوبييت ما شد دو تاي اولي 1 گندي زدن كه ماشين خيابئنا از عربده هاي سرهنگ تشنج كرده بود يكي از خانوما ماشين رو اينجوري پارك دوبل كرد
ماشين بصورت افقي پارك شد...حالا نوبت مننننننننننننننن بود يا جد اوباما...........
حالا سرهنگ عرررررررررررررببببببببببببببببببده كه تند باش
ولي وليييييييييييييي.................
در كمال بهت و تعجب گندي كه اونا زده بودن رو خيلي ماهرانه رديف كردم و از حرص اونا هم كه يود اين عزيز دل هم دوبل ازم گرفت هم 2 فرمونه -و هم 1بار دنده عقب در حالت پارك دوبل -دنده عقب حالت عادي -و انواع دنده هاي معكوس با فاصله 2 ثانيه ..........
ولي من اونروز گواهينامه مو گرفتم با همه اتفاقاي بسيار لذت بخش اون روز .....
ايشالله شمه قسمت هم بائه...
كثافط اشغال-كصافت اشقال