م
جوک

یه هفته پیش واسه پدر بزرگم با رضایت خودش تو فیسبوک یه حساب کاربری ساختم این هفته رفتم خونشون گفت منو ببر تو اینترنت میخوام خودمو ببینم!⊙⊙(میخواست اکانتشو ببینه)رفتم تو فیسبوک دیدم 13تا دنبال کننده داره،با خوشحالی گفتم بابا بزرگ،13 نفر دنبالت میکنن^__^،اونجا بود که یه پس گردنی آبدار بهم زد گفت:(با داد و بیداد)چیکار کردی؟ کیا افتادن دنبالم؟ یه عمر با شرافت زندگی کردم، بعد دوشاخ کامپیوترو از برق کشید کمر بندشو در آوورد سیاهم کرد!
خلاصه الان که دارم این مطلبو مینویسم همه دستو بالم کبوده ،نصیحتم اینه که بزارید نسلای قبلی تو زمان خودشون باشن. ×﹏o

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.