s
seti 20 ۱۱ سال پیش
جوک

پسرعموی بابام تعریف میکرد:(اون اوایل ک پیتزا اومده بود رفتیم تو ی فست فوتی یارو گارسونه اومد جلو پرسید
-چی میل دارید؟
ماهم خیلی شیک منو رو گرفتیم دستمونو با کلی مشورت گفتی�
-یه پیتزا خانواده با دو تا نون اضافه!
یهو دیدیم یکی پشت سر ما پقی زد زیر خنده :-))))
منم برگشتم همچین چپ چپ نگاش کردم که یارو به زور خودشو جمع کرد بعد دیدم یارو گارسونه دستشو گرفته جلوی دهنش از زور خنده کبود شده منم خیلی جدی پرسید�
-مشکلی پیش اومده؟
گارسون:نه الان میگم سفارشو بیارن
خلاصه پیتزا واسمون اوردن با دوتا نون ساندویچی ما هم ک خیلی گشنه بودیم سرمونو انداخییم پایین شروع کردیم خوردن اخه اونم چه خوردنی هرتیکه پیتزا رو میزاشتیم تو نون ساندویچی میخوردیم.بعد از این ک پیتزا با دوتانون اضافه تموم شد رفتیم حساب کنیم دیدم یارو صندوق داره از خنده غش کرده گفت�
-اقا چقدر میشه؟
صندوق دار:لازم نیست حساب کنید فقط هر هفته بیاید اینجا از کی بود ی دل سیر نخندیده بودیم.
جالبه ک اون لحظه اصلا متوجه سوتی نشدیم بعدها فهمیدیم چراهمه مارو نگاه میکردن و میخندیدن!!!)
شما بگید فک و فامیله ما داریم؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.